Search

سه شنبه 21 آبان 1398

منو

بهشت و دوزخ


بهشت و دوزخ



آخرين فردي كه به بهشت مي رود و آخرين فردي كه از جهنم بيرون مي آيد :

پيامبر (ص) فرمودند:
"آخرين فردي كه به بهشت مي رود، مردي است كه يكبار به سوي آن مي رود و يكبار به عقب بر مي گردد و گاهي آتش پوستش را فرا خواهد گرفت و وقتي كه جسته و گريخته از آتش عبور كرد به سويش مي نگرد

ومي گويد:

خجسته باد نام خداي يكه مرا از دست تو رهاند.
خداوند چيزي به من بخشيد كه حتي به اولني و آخرين نبخشيده است.
درختي را برايش افراشته مي گرداند.

مي گويد:
پروردگارا! مرا بدان درخت نزديك گردان تا از سايه اش بهره مند و از آبش سيراب گردم.

خداوند مي فرمايد: اي فرزند آدم (ع)! چنانچه اين درخواستت را بپذيرم، آيا درخواستهاي ديگري را ارائه نمي دهي؟

مي گويد:
خدايا! چيز ديگري از تو نمي خواهم و تعهد مي دهد كه چيز ديگري درخواست نكند و پروردگار، عذرش را مي پذيرد، چون (مي داند) هر چه را بيند، نمي تواند بر آن صبر پيشه كند.
او را به درخت نزديك مي سازد تا از سايه اش بهره مند گردد و از آبش بنوشد.
بعد، درختي زيباتر و نيكو تر از درخت اولي پديدار مي گردد.

مي گويد:

پروردگارا! مرا به اين درخت نزديك گردان تا از سايه اش بهره گيرم و از آبش بنوشم و ديگر غير از آن چيزي از تو نخواهم.

پروردگار مي فرمايد:
اي فرزند آدم! مگر با من پيمان نبستي و چيز ديگري را در خواست نكني؟ اگر اين را به تو ببخشم، از كجا معلوم خواسته ي ديگري پيش نياري؟ باز با او عهد مي بندد، چيز ديگري نخواهد.
و پروردگار، عذرش را مي پذيرد، چون (مي داند) او هر چه را ببيند، شيكباييش را از دست داده، نمي تواند برايش صبر كند.
بدان نزديكش مي گرداند. از سايه اش بهره مي گيرد و از آبش مي نوشد.
سپس در (باب الجنه) درختي بسيار زيباتر و نيكو تر از آن دو پديدار مي گردد.
مي گويد كه پروردگارا! مرا بدان نزديك ساز تا از سايه اش بهره مند گردم و از آبش بنوشم.
و ديگر هيچ چيز او تو درخواست نمي كنم.

خداوند مي فرمايد:
اي فرزند آدم! مگر تعهد ندادي كه چيز ديگري را از من نخواهي؟ گويد: آري.
خدايا! چيز ديگري را از تو درخواست نمي كنم.
و پروردگار عذرش را مي پذيرد.
چون (مي داند) كه بنده اش تاب مقاومت و صبر كردن را از دست داده است.
پس بدان نزديكش مي گرداند.
هنگامي كه بدان درخت نزديك شد، سر و صداي بهشتيان را مي شنود.

مي گويد:
اي خداي من داخل بهشتم گردان.

مي گويد:
اي فرزند آدم! خواسته ات كجا پايان مي يابد.
مگر مي خواهي به اندازه ي دنيا و مانندش را به تو ببخشم.

مي گويد:
خدايا! تو پروردگار جهاني.

آيا ريشخندم مي كني؟
ابن مسعود خنديد و گفت: از من نپرسيديد كه چرا خنديدم؟ گفته شد، چرا خنديدي؟ گفت: پيامبر(ص) هم اين چنين خنديد.
و از پيامبر پرسيدند، چرا خنديدي؟

فرمود:

به خاطر خنديدن پروردگار هنگامي كه گفت: تو پروردگار جهاني و آيا ريشخندم مي كني؟ مي فرمايد: خير، به تو ريشخند نمي كنم، ولي بر آنچه كه بخواهم، توانايم.
(اين حديث را مسلم روايت كرده است).

نسبت آتش دنيا با آتش قيامت
ابو هريره (رض) روايت مي كند كه پيامبر (ص) فرمود:

 "ناركم هذه التي توقِدون جزءٌ من سبيعن جزاً من حرّ جهنّم، قالوا: واللهِ اِنْ كانتْ لكافية يا رسول الله. قال: فانها فضلتْ بتسعه و ستين جزءاً كلهن مثلُ حرِّها".
آن آتشي كه شما بر مي افروزيد تنها يك جزء از هفتاد جزء جهنم است. گفتند: به خدا قسم، اي رسول خدا! تنها خودش براي عذاب كافي بود. فرمود: آتش جهنم شصت و نه جزء بر آن برتري دارد كه از لحاظ حرارت هر جزئش با آن برابري مي كند.

موقعيت وحشتناك جهنم
خداوند، موقعيت وحشتناك جهنم را بسيار هولناك ترسيم مي كند، به گونه اي كه هفت بند انسان از شنيدن آن به لرزه مي افتد و قلبها وحشت زده مي شوند تا گمراهان و تجاوزگران از خواب غفلت بيدار شده و دست از گناه و معصيت بكشند و بدانند كه آفروزينه ي شعله جهنم انسانها و سنگها هستند.
(يا ايّها الذين آمنوا قوا اَنفُسَكم و اَهليكم ناراً وقودُها الناسُ والحِجارَةُ عليها ملائِكةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يعصونَ اللهَ ما أمَرهُم و يفعلون ما يؤمَرون)_ (تحريم:6)
"اي مؤمنان! خود و خانواده ي خويش را از آتش دوزخي بر كنار داريد كه افروزينه ي آن انسانها و سنگها است. فرشتگاني بر آن گمارده شده اند كه خشن و سختگير و زور مند و توانا هستند. از خدا در آنچه بديشان دستور داده است نا فرماني نمي كنند و همان چيزي را انجام مي دهند كه بدان مأمور شده اند".
دوزخ، اتشهاي سيري ناپذير دارد و هر چه در آن انداخته شود، فرو مي بلعد و تا هنگامي كه در آن جاي خالي وجود دارد، دايماً تقاضاي افزون دارد.
(يوم نقولُ لِجَهنَّمَ هَل امتلأتِ و تَقولُ هَلْ مِن مزيد)_ (ق:30)
"روزي به دوزخ خواهيم گفت آيا پر شده اي؟!

و دوزخ مي گويد:

 مگر افزون بر اين هم هست".

مجاهد گفت:
 در اينجا سخني و گفتگويي رخ نمي دهد، بلكه تمثيلي است براي بيان حال جهنم كه آنقدر پر مي شود تا جايي خالي باقي نماند.
خوراكشان "زقوم" است و آن درختچه اي است بدبو و تلخ مزه از بدترين نوع درختان،

خداوند در سوره ي صافات مي فرمايد:
"آيا آن كه با آن بهشتيا را پذيرايي مي كنند، بهتر است، يا درخت زقوم. ما آن را مايه ي رنج و محنت ستمگران كرده ايم. زقوم درختي است كه در ته دوزخ مي رويد. شكوفه و ميوه ي آن انگار كله هاي شياطين است. دوزخيان از آن مي خورند و شكمها را پر و آكنده مي سازند. سپس آب داغ كثيف و آلوده را بر آن مي نوشند".
لباس دوزخيان از آتش است.

خداوند در سوره ي حج مي فرمايد:
"اينان كه دو دسته ي مقابل هم مي باشند در باره ي (ذات و صفات) خدا به جدال پرداخته و به كشمكش نشسته اند. كساني كه كافرند جامه هايي براي آنان از آتش بريده (و دوخته) شده است. از بالاي سرهايشان (بر آنان) آب بسيار گرم و سوزان ريخته مي شود. (اين آب جوشان آن چنان در بدنشان نفوذ مي كند كه) آنچه در درونشان است بدان گداخته و ذوب مي گردد و هم پوستهايشان و تازيانه هايي از آهن براي (زدن و سركوبي) ايشان (آماده شده) است. هر زمان كه دوزخيان بخواهند خويشتن را از غم و اندوه عظيم آتش برهانند، بدان برگردانده شوند (و آمرانه بديشان گفته مي شودك) بچشيد عذاب سوزان را.

ابو هريره (رض) حديثي از پيامبر(ص) روايت مي كند كه پيامبر (ص) فرمود:
ان الجحيم ليصبُّ علي رؤسهم فيفذُ الحميم حتي يخلصَ الي جوفهِ فيسلت ما في جوفه حتي يُمرقَ من قدَميه وهو الصّهر ثم يعاد كما كان.
گدازه هاي سوزنده ي جهنم بر سر جهنميان ريخته مي شود. اين آب سوزان از پوست عبور كرده و به درون مي رسد و تمام محتويات آن را بيرون مي كشد تا اينكه به پاهايش برسد. اين گداختن و ذوب كردن است. بعد به حالت اوليه برگردانده مي شود.

آتش دوزخ از هر طرف جهنميان را در بر گرفته و به محاصره ي خود در مي آورد و داراي طبقات ولايه هاي متراكم است.

خداوند در سوره ي اعراف مي فرمايد:
"بيگمان كساني كه آيات ما را تكذيب مي كنند و خويشتن را بالاتر از آن مي دانند كه بدانها گردن نهند، در هاي آسمان بر روي آنان باز نمي گردد و به بهشت وارد نمي شوند مگر اينكه شتر از سوراخ سوزن خياطي بگذرد اينچنين ما گناهكاران را جزا و سزا مي دهيم".

در سوره ي زمر مي فرمايد:
(لهم من فوقهم ظُلَلٌ من النار و مِن تحتهم ظللٌ ذلك يخوِّف اللهُ بهِ عبادَهُ يا عبادِ فاتّقون)_(زمر:16)
"بالاي سرشان سايبانهايي از آتش و در زير پاهايشان سايبانهايي از آتش دارند. اين چيزي است كه خداوند بندگان خود را از آن مي ترساند. پس اي بندگانم خويشتن را از (عذاب) من بپرهيزيد".
جهنميان نه مي ميرند و نه استراحت دارند ونه از زندگي آسوده برخوردار هستند.

(و يَتَجنَّبُها الأشقي الذي يصلي النارَ الكبري ثم لايموتُ فيها ولا يحيي) _(اعلي:11-13)
"و بد بخت ترين فرد از آن دوري خواهد گزيد. آن كسي كه داخل عظيم ترين و (هولناكترين) آتش خواهد شد و بدان خواهد سوخت سپس در آن آتش نه مي ميرد ونه زنده مي شود".

جهنميان محروم از رحمت خدا و بي بهره از لقاي پروردگارند.
(كلا اِنّهم عن رَبّهم يومئذٍ لَمحجُوبون)

"هرگز! هرگز! قطعاً آنان در آن روز از (رحمت) پروردگارشان محروم و مطرودند".
و اين شديد ترين نوع شكنجه و عذاب مي باشد.

 و در اين باره پروردگار مي فرمايد:
(ان الذين كفروا بآياتِنا سوف نصليهم ناراً كلّما نضجت جُلودُهُم بَدَّلناهم جلوداً غيرها ليذوقوا العذابَ اِنّ الله كان عزيزاً حكيماً)_ (نساء:56)

"بيگمان كساني كه آيات و دلايل ما را انكار كرده و انبياء ما را تكذيب نموده اند بالاخره ايشان را به آتش شگفتي وارد مي گردانيم و بدان مي سوزانيم هر زمان كه پوستهاي (بدن) آنان براين و سوخته شود پوستهاي ديگري بجاي آنها قرار مي دهيم تا مزه ي عذاب را بچشند. خداوند، توانا و حكيم است".

در اين آيه آمده كه:
هرگاه پوست بدنشان سوزانده شود، خداوند پوستهاي ديگري بجاي آنها مي روياند و علتش اين است كه رگهاي عصبي كه احساس درد و سوزش مي كنند، در زير پوست قرار دارند و ساير عضلات و رگها و اعضاي داخلي بدن چندان احساس درد نمي كنند به همين خاطرو پزشك به خوبي مي داند كه سوختگي پوست و سطح بدن، درد و سوزش بسياري دارد. اما سوختگيهاي عمقي كه به رگها و درون بدن سرايت كرده، با وصف اينكه بسيار خطرناك و كشنده است، اما چندان دردناك و زجر آور نمي باشد.

خداوند پاك خطاب به ما بندگان مي فرمايد:
هرگاه آتش جهنم پوستي را كه داراي سيستمهاي عصبي است، بسوزاند، خداوند دوباره و پي در پي آن را باز مي گرداند تا درد و عذاب و شكنجه ي بيشتري را بچشد و در اينجا حكمت خداوندي آشكار مي شود، پس از آنكه انسان آن را بشناسد و "كان الله عزيزاً حكيما" خداوند قدرتمند و حكيم و داناست.

شدت هول و هراس و مصيبت به حدي است كه گناهكار آرزو مي كند، خويشتن را به دوستان و آشنايان و... باز رهاند؛ ولي نه فدا كردن سود مي بخشد و نه تمنا ها و آرزوها اثر بخش خواهد بود.
(يَوَدُّ المجرمُ لو يَفْتَدي مِنْ عَذاب يومئذٍ ببنيه و صاحبته و اَخيهِ و فصيلتِهِ التي تُوؤيه و من في الارض جميعاً ثمَّ يُنجيه كلا)_ (معارج: 11-15)

"شخص گناهكار آرزو مي كند كاش مي شد براي رهايي خود از عذاب آن روز، پسران خود را فدا سازد همچنين همسر و براردش را و حتي تمام كساني راكه در روي زمين هستند (همگي را فدا كنند) تا اينكه مايه ي نجاتش شود".

راه اندازي فروشگاه در Eforosh رايگان است